محمد على مجاهدى

49

خوشه هاى طلائى ( فارسي )

دامن كشان ز دامنهء موج انفجار * اى سايهء عنايت حق بر سرم بيا وقتى گلوله‌هاى منوّر غروب كرد * اى آرزوى گمشده در سنگرم بيا يك عمر ميزبان غمت بوده‌ام تو هم * يك شب به ميهمانى چشم تَرَم بيا